برای ز.ر

سکوت مقدس است زیرا :

می گریزی ازهم کلامی با آنان که مهم نیست مخاطب شان کیست اگر با تو تنها باشند سر صحبت را باز می کنند حرف می زنند تا حرف زده باشند. حرف می زنند تا حرف بزنی. حرف که بزنی باخته ای شده ای محمل رسیدن آنان به مقصود. تصور کن آنان از قرمه سبزی می گویند و سختی تخت های شاندیزو سیرک بزرگ شهر. تو از درد. کتاب و فلسفه و هستی شناسی و تعالی. بعد کافیست از آنان جدا شوی. کس دیگری را گیر می آورند و می گویند فلانی تخته اش کم است و درد بی دردی کشته است اورا. می گویند رنجور است و هنرش رنج وری (!)است . بعد هم کلام میشوند با هم با کلامی هم سنخ از پوشک مای بی بی و جاری خواهر شوهر که شوهرش خواهرش را ... و قص الهذا...

آری سکوت مقدس است وقتی نه گوش شنوایی است تا بشنود حرف تو را آن طور که می زنی و نه آن چنان که دوست داری بشنود.وقتی نمی توانی با کسی بنشینی_صمیمی_ از دل حرف بزنی. از طراوت بوی خاک در زیر باران غروب. از " انسانم آرزوست" . از " ظهر تابستان است" . از " من خواب دیده ام که کسی می آید" .از " در زندگی غم هایی است...." از " گفتگوهای تنهایی " . از " کویر" . که لا اقل گوشت دهد. حداقل اگر هم کلامت نمی شود نخندد به تو به فرهنگت به ارزش هایت. تجاوز نکند به رحم چهار دیواری ذهنت. نفهمیدنش را بپذیرد یا حتی نخواستن هایش را برای فهمیدن. یا عادت کردن هایش به نفهمیدن. بگوید باشد و بعد برود.

سکوت مقدس است چون

مقدمه ای است برای حرف زدن با خود. نجواهای عارفانه و عاشقانه و عاجزانه خودت با خودت. فحش دادن به خودت. بارک الله گفتن به خودت. یک ایول الله مشتی گفتن به دلت. برای صاف بودن. برای هنوز تپیدن در دنیایی که از آن دیگران نیست. برای هنوز ماندن حتی وقتی حرفی برای گفتن با کسی نداری. تا حالا شده در سکوت برای خودت هورا بکشی؟ با صدای بلند بگویی درود بر تو مرد یک بار دیگر توانستی. یا بی شرف نفهم چرا چنین غلطی را مرتکب شدی؟ الاغ! نفهم! بی شعور! اینها را بگویی و بعد لبخندی بزنی و بگویی حالا برو یه آبی بزن به صورتت. بیا بشین یه چای بخوریم. البته نه بلافاصله . اندکی بعدتر. وقنی کودک کوچک درونت کمی ادب شد.

سکوت مقدس است ...

می دانی و می دانم که گاه خسته شده ای و خسته شده ام از حرف زیاد. از تکان تکان خوردن های فکی که بی جهت و بی خود فقط باز و بسته می شود بی هدف برای تولید صدا . که اثبات کنیم هستیم. و به خودمان قوت قلب دهیم که هستند اطراف مان کسانی که می شنوندمان. که درک مان می کنند. که چقدر اشتراک داریم!!! که چقدر و چقدر و چقدر خوشبختیم!!!!!! خوشحال می شویم از تائیدهای شان و غمگین از نفی شان. از دست این هیئت های پوشالی.

سکوت مقدس است

وقتی واقف شوی حرف و سخن از هر تیغی برنده تر و از هر زهری کشنده تر است. حرفی را می زنی. می شنوند. می چرخانندش. ویرایشش می کنند. پیرایشش می کنند آن چنان که به گوشت که می خورد احساس می کنی یک آشنای غریبه است. نیمی اش را می شناسی و نیمی اش بوی یک غربت آزار دهنده می دهد. به گوشت که می خورد گویی ماشه ای بر شقیقه ات چکیده. داغت می کند اول و بعد احساس می کنی نقش زمین شده ای وبعد...

 

سکوت مقدس است

وقتی دوستت دارم دام است برای اسارت یک زندگی و عاشقتم یک فندک پایه نقره کوب که آتش می زند یک عمر را.

 

 

آری سکوت مقدس است

 

   

 

/ 6 نظر / 5 بازدید
ز.ر

می دانی و می دانم که گاه خسته شده ای و خسته شده ام از حرف زیاد. از تکان تکان خوردن های فکی که بی جهت و بی خود فقط باز و بسته می شود بی هدف برای تولید صدا . که اثبات کنیم هستیم. و به خودمان قوت قلب دهیم که هستند اطراف مان کسانی که می شنوندمان. که درک مان می کنند. که چقدر اشتراک داریم!!! که چقدر و چقدر و چقدر خوشبختیم!!!!!! [چشمک]

ز.ر

آری حق با شماست ! گاهی" سکوت مقدس است" متشکرم از فرصتی که گذاشتید ممنون از لطفی که کردید و با همدلی و نوشتنتان شادم کردید

عاطفه

سلام متن بسیار زیبایی بود یک خواهشی داشتم من دانشجوی طراحی صنعتی هستم و روی پایان نامم کار میکنم که به مشکالات معلولین مربوط میشه اگر مایل هستید ممنون میشم کمک کنید میتونید از طریق فیس بوک یا gmail با من تماس بگیرید

مبینا

تنها میتوانم بگویم به راستی سکوت مقدس است .آنگاه که کسی تو را نمی فهمد.

باران

بسیار زیبا بود و مدت مدیدی من نیز مهمان سکوت بودم و یا سکوت مهمان من..

م.عروجی

متن زیبایی بود. با اجازه در وبلاگم گذاشتم