حوا و آدم

گفت : " حوا هستم .می خواهم آدمت کنم. "

آدمم کرد.

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
payar

hi besiar ghashang e damet in garm bekhosos in matlab be webam bia age moshkele bazdid dari ba kamtarin gheymat tabligh midam omadi nazar yadet nare www.near-to-you.com

1978

وای بر آدمی که حوا آدمش کرد

فریده جلیلوند

جناب اقای فرشاد موتمنی همیشه شرمنده می فرمایید . ممنونتان هستم. جملات کوتاه و بسیار با معنا . فریده

رضا

من اما همان پينوكيو مانده ام . گفت من حوام آمدم آدمت كنم ... نشد خوب اما ...

گلبو

سلام آقای موتنمی عزیز معلومه که یادم هست. چه طورید؟ خوشحالم می بینمتون.

محسن

سلام به استاد عزیز.. زیبا، کوتاه اما ژرف.. شاد باشید[گل]

فریبا

00 یعنی قبل از برخورد با حوا آدم نبودید؟ ما خیلی زود آن چیزی می شویم که دیگران می خواهند!!! چرا فکر می کنیم چیزی که تا قبل از این بوده ایم بی فایده و نامانوس بوده !!! هیچ وقت دوست ندارم ان چیزی بشوم که دیگری می خواهد باشم حتی اگر بخواهد به قول خودش من را آدم کند. ( حال چه حوا یا آدم باشد)

آرزو اولیازاده

سلام دوست من عالی بود.خیلی نغز و عمیق پاینده باشی لاله واژگون[گل][گل]

فریبا _هزارتوی متون

اوه! مردان چقدر به این افسانه آفرینش علاقه دارند!!! حال اگر قرار باشد از این بعد به قضیه نگاه کرد باید بگویم حوا موجودی پویا تر از آدم است او شک می کند ! فکر می کند ! و می خواهد که خود تجربه کند! آدم شک نکرد و نخواست تجربه کند بلکه خواست خواسته ای را بر اورده کند خواست چیزی باشد که حوا می خواست! آدم در این افسانه بی اراده است و تن پرور ! یا به قول شما حور... اگر هبوط کرد برای ارضا میل دیگری بود اما حوا هبوط کرد چون می خواست میل خودش (شک) را ارضا کند! این هبوط هزینه شک بود. به هر حال این داستان را مردان ساخته اند و خواسته اند به وجودشان حالتی روحانی و ربانی بدهند که توسط زن بر باد رفته ! هیچ وقت نتوانسته ام منطقی در این داستان ها پیدا کنم!برای من حوا و آدم هیچ مفهومی ندارند.