سكوت مقدس

خموش باش و شكايت ز ظلم دور مكن

....

آقای مسئول نمایش که در حدود بیش از یک ماه قبل متن نمایش را تقدیم شان کردم، هنوز خبری نداده اند. هفته گذشته هم که با موبایل شان تماس گرفتم فرمودند هنوز فرصت نکرده اند پیس ( حدودا ١٢ صفحه ای ) بنده را مطالعه نمایند. ظاهرا باید بی خیال شوم. بنده حقیر سرا پا تقصیر نوآموز را چه به اظهار وجود بر سالن نوبنیاد شهر (!) تازه به فرض این که این هفته جوابی بیاید از سوی آقای مسئول نمایش، بعید می دانم که کار به نیمه آذر برسد ( شما بخوانید خداحافظ اجرا )

 

آقای مسئول انتشارات شماره 1، که سه کتاب خدمت شان است، قرارداد کتاب سوم را جهت امضا ارسال فرمودند اما هنوز نسخه نهایی قرارداد به دستم نرسیده. انشاالله تا یک سال و نیم دیگر این نوگل خندان روانه بازار می شود. نوگل دوم چاپخانه است و از نوگل سوم حرفی به میان نیامد. طرح جلد نوگل دوم را دو هفته پیش تغییر داده بودند که وزین تر شده بود.

 

آقای رئیس انتشارات شماره 2، که بسیار لطف دارند، صفحه بندی کتاب را میل فرموده بودند که باید نظر نهایی را بدهم و برود برای چاپ. انصافا صفحه بندی را که دیدم کلی ذوق کردم.

 

و در پایان ملالی نیست جز جمود اندیشه در مرداب مغز. باشد که آفتاب حمایت معجزه ای نماید.

 

 

+ فرشاد موتمنی ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٢
    پيام هاي ديگران ()