سكوت مقدس

خموش باش و شكايت ز ظلم دور مكن

....

در زیر سایه سار درخت بی ادعا نشسته به تماشای بازی کودکان مشغول بودم که پی بردم چه شباهتی است میان تبار مجنون و کودکان . هر دو بی تکلفند و به هیچ مکلف. هر دو نارسند در کمال و فارغ از طمع مال. هر دو دل خوش اند به وضع موجود و برای خوش خدمتی نیایند بر سجود. حرجی نیست بر کارشان و نه حراجی بر وجهه شان .

در غور بی خردی خویش مسرور بودم که خبر آمد یکی از هم نوعان ( نوادگان حلاج) ناقابل سنگی در چاه انداخته که هزار نقطه پرگار وجود از بیرون آوردنش عاجزند.

 

مرا خنده ای در گرفت از زکاوت فرزند خلف مجنون. چه بازی نیکی با عالمان دهر در انداخته بود....

اما این سوال رهایم نمی کرد که با انداختن آن سنگ ریز در آن چاه فراخ چه اتفاقی حادث آمده که عالمان در تدبر تدبیر برای بیرون کشیدن آنند.

چیزی از بستر خاک کاسته شده یا بر داخل چاه افزوده که باید برای بیرون آوردن آن سنگ تلاش مضاعف ( با آن مضاعف بی ارتباط است لطفا مثل چند پست پیشین دوستمان برچسب نزند )به کار بست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

+ فرشاد موتمنی ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٩
    پيام هاي ديگران ()