سكوت مقدس

خموش باش و شكايت ز ظلم دور مكن

...

یا شیخ ببخش :
زلف بر باد بده، همسفر بادم من
ناز بنیاد بکن، بی پی و بنیادم من
می بخور با همه کس، خون جگر کیلو چند
سر بکش جام خودت طوری که یاد دادم من
زلف را حلقه بکن، عاشق دربندم من
طره را تاب بده، بنده آزادم من
یار بیگانه بشو، تازگی مد گردیده است
غم اغیار بخور از غم تو شادم من
شمع هر جمع بشو، آتشی بر شهر بزن
یاد هر قوم بکن،بی نظر و یادم من 
شهره شهر بشو، کوهنوردی خوب است
شور شیرین بنما،فکر نکن فرهادم من !
 

+ فرشاد موتمنی ; ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

فردین

من فردین نیستم...

 

فرشادم!

+ فرشاد موتمنی ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
    پيام هاي ديگران ()   

سوسن خانم سلام

سوسن خانم سلام.

مزاحم شدم ببخشید. چون یک نفر مزاحم من شد و بخشیدمش.

شما بنده را نمی شناسید. درست. بنده هم فرد مزاحم را نمی شناختم.

سوسن خانم! گیج شدید؟ اما بنده کاملا هوشیارم و قصد دارم علت نگارش این نامه را تشریح نمایم.

در این بازار داغ نامه نگاری که همه اضغر خان را خطاب می کنند بنده حال کردم ( استغفرالله) مجبور شدم شما را خطاب قرار دهم. امیدوارم ناراحت نشوید و به بزرگی خود ببخشید. ( البته این گمان بنده است که شما چون انسان هستید باید بزرگ هم باشید هر چند این قانون در 99 درصد مواقع جواب نمی دهد)!!

 

القصه!بعد از ظهر پشت میز نشسته بودم و در حال ترجمه بودم که ناگهان تلفن زنگ زد. تعجب کردم. تعجب کردید که تعجب کردم! توضیح می دهم. در واقع تلفن اتاق بنده بیشتر حالت دکور دارد و به قول اهالی سینما آکسسوار اتاق است. حدود دو هفته ای بود که زیر تخت بود و صدایش درنمی آمد حیوانکی. آکسسوار حیوانکی!!! با خود می اندیشیدم چه کسی آنسوی خط است که گوشی را برداشتم و چون حس حرف زدن نداشتم با صدای خفه ای گفتم " بله " . آقا پسر جوانی ( ذوق کردی ناقلا) ... ( ببخشید منظورم این بود که عجب لبخند ملیحی بر لبان سرکار حدس می زنم نقش بست ) گفت : سوسن خانم هستند. با صدایی کم رمق تر گفتم اشتباه گرفتید. نمی دانم شنید یا نه. چون گوشی را گذاشته بودم. البته حتما شنیده چون دیگر زنگ نزد.

آخی!آخی! چه گناه بزرگی کردم که زدم تو پره جوان مردم. ولی تقصیر من نبود. من که سوسن خانم نبودم ( سوسن خانم شمایید. تاج سر آن آقا پسر شمایید. امید آن جوان شمایید ). سوسن خانم هم نداشتم. اصلا هیچ رقمه خانم دور و برم نبود. سوسن و نرگس و لاله و ... مگه من باغبونم سوسن خانوم.

 

راستی کلک !( معذرت می خوام) سرکار خانم شما که می خوای جوون مردم رو بپیچونی چرا شماره من رو می دی بی مرام ( معذرت . سرکار خانم ) و این که...

 

را ستی فکر کنم اگه در جواب پسره می گفتم بله. می شنیدم ابرو کمون بله. می خوام بیام خونتون. حرف بزنم با باباتون

 

ا وا......    

 

+ فرشاد موتمنی ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
    پيام هاي ديگران ()   

...

تو حق نداری ....

+ فرشاد موتمنی ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()