سكوت مقدس

خموش باش و شكايت ز ظلم دور مكن

آقا

آقا .... گلدست های سر به آسمون گذاشته

آقا.... آهو

آقا... سقاخونه

آقا... نغاره خونه

آقا... ایوون طلا

آقا... کبوتر

آقا... ضریح

آقا... تسبیح

آقا... صلوات

آقا... سلام

آقا... زیارتنامه

آقا... سلطان

آقا...

امروز خیابون تهرون غوغا بود. از چای نذری بگیر تا ماکارونی توی بسته های غذای یک بار مصرف. اگر چه هر روز به اقتضای محل کار از اونجا رد می شم. ولی امروز غوغا بود

و فردا...

ظهر_ خارجی _میدان بسیج مشهد

دوربین رو به گلدسته آقا. تیلت به پایین و دوباره بالا. رو به گلدسته . وزمزمه ای آشنا :

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

کات    

+ فرشاد موتمنی ; ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٥
    پيام هاي ديگران ()   

این نیز گذشت

نمی دونم توی این تقریبا ده شب شما هم توی آفریقا و هویزه معتاد یک دیالوگ آس یا پلان نفس گیر یا نمای چشمگیر یا سوژه نو شده بودین یا نه. به هر حال با وجودی که جشنواره و فیلم هاش رنگ و بوی سال قبل رو نداشت ولی گذشت.

سکوت مقدس نظر خود را در مورد فیلم هایی که دید اینگونه اعلام می دارد :

بهترین داستان : سفر مرگ

بهترین بازیگر  زن : نگار جواهرین، طلا و مس

بهترین بازیگر مرد : محسن طنابنده ، هفت دقیه تا پاییز. امیر جعفری ، کیفر

بهترین فیلمنامه : کیفر

پخته ترین فیلم : به رنگ ارغوان

دلنشین ترین فیلم :پسر آدم. دختر حوا

بهترین ایده: بیداری رویاها.

آرامبخش ترین فیلم: چهل سالگی.

 

نفوذی، محفل ایکس،پرواز مرغابی ها،آناهیتا،شب واقعه و سنگ اول را ندیدم.

لطفا مزاحم نشوید  و خاطره بد نبود.

از تهران ، طهران انتظار بشتر می رفت.

کارناوال مرگ و خوابهای دنباله دار .... بود.

 ما ماندیم و دلتنگی ها

 

پ.ن : فکر کنم سه تا فیلم رو از قلم انداختم.

 

+ فرشاد موتمنی ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

سیب و پسرک

سیب با اندوه فراوان از پسرک پرسید :

چرا برایم چشم و ابرو و بینی و دهان کشیدی،

مگر از آدمها چه دیدی؟

+ فرشاد موتمنی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٦
    پيام هاي ديگران ()