سكوت مقدس

خموش باش و شكايت ز ظلم دور مكن

کره زمین

پسرک داشت با توپ پینگ پنگ و راکت توی خیابون بازی می کرد. هی با راکت می زد زیر توپ . توپ بالا می رفت. بعد سقوط می کرد، می خورد زمین . بلند می شد و پسرک دوباره می زد زیرش. یک بار که پسرک زد زیر توپ . توپ رفت بالا. هر چی بالا تر رفت، بزرگ تر شد. بالا تر و بزرگتر. بالاتر و بزرگتر. بالاتر و بزرگتر و .... توپ دیگه هیچ وقت برنگشت.

از آن روز به بعد کره زمین به وجود آمد....

+ فرشاد موتمنی ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

زندگی اجتماعی

زندگی اجتماعی یعنی من به تویی نیازمندم که به من نیازمندی

 یا

تو به منی نیازمندی که به تو نیازمندم.

                                                                                 (خودم)

 

 

+ فرشاد موتمنی ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

راز

نمی دونم فیلم راز رو دیدید یا نه. فیلمی که به صورت مستند در مورد قانون جذب صحبت می کنه. فیلم که بر پایه یکی از مبانی نظرات روانشناسی است بر این نکته تاکید داره که هر چیزی رو در زندگی بخواهی می تونی به دست بیاری.

اما چیزی که نمی دونم به خاطرش اظهار خشنودی کنم یا تاسف اینه که چند شب پیش شاهد پخش صحنه های این فیلم در یکی از شبکه های تلویزیون خودمون بودم که پس از چند لحظه تبلیغ یکی از بانک ها برای افتتاح حساب حسابی زد تو پرم. به عبارت دیگه بانک محترم تکه های فیلم رو به عنوان آگهی تبلیغاتی سر هم کرده بود و بعد هم می گفت شما اگه بخواین می تونین یک پروتن داشته باشین فقط کافیه در بانک ما حساب باز کنین تا در قرعه کشی شرکت کنین و شانس بیارین و ....

آخه یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ فرشاد موتمنی ; ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

ما سه تا بودیم 1

ما سه تا بودیم

یک اتوبوس مسافربری ، یک تریلی و یک فولکس .

من اون فولکس بودم . هر سه تامون تویه گاراژ اسقاطی ها بودیم . اتوبوس اونطوری که خودش می گفت توی جاده چپ کرده بود. اما جلوبندیش سالم بود. تریلی هم سن و سالی ازش گذشته بود ، ولی اتاق تمیزی داشت. منم که از موقع اون تصادف سر یکی از چهار راه ها حسابی اوراق شده بودم . پس از مدتی سکوت ، اتوبوس مغرورانه سر حرف رو باز کرد و گفت : « منوز هنوز امید دارم که از اینجا می رم بیرون . جلو بندیم سالمه ، یعنی قلبم می تپه . ولی شما ها چی ؟ بیچاره ها » . تریلی که بهش برخورده بود ، پوزخندی زد و گفت : « با اون ظاهر درب و داغونت بی خودی امیدواری . من رو نگاه کن . مطمئنا یکی از همین روزها منو از اینجا می برن بیرون . با یک موتور دست دوم راه می افتم . » من چیزی واسه گفتن نداشتم . یک فولکس درب و داغون بودم . هم بدنه و هم جلوبندیم بدجوری صدمه دیده بودن . اتوبوس باز بادی به غبغب انداخت و گفت : « مطمئنا من خیلی زودتر از شما از اینجا می رم بیرون. اونم نه به عنوان اوراقی . من برمی گردم به جاده . دلم واستون می سوزه » . تریلی گفت : « بهتره دهنت رو ببندی . اسقاط . تو فقط به این درد می خوری که ذوب بشی . همین » . داشت بحث شون بالا می گرفت که چند نفر اومدن و بالا سر من واستادن . بعد حرف هایی زدن که من نفهمیدم . اما نتیجه اش این بود که اولین ماشینی که از اونجا بیرون اومد من بودم. اتوبوس مسافربری و تریلی بد جوری کنف شدن . خیلی خوشحال شدم . لابد تشخیص داده بودن که قابل تعمیرم و دوباره می تونم مورد استفاده قرار بگیرم. توی همین فکرها بودم که از گاراژ اسقاطی ها بیرونم اوردن . خنده معنا داری به اون دوتا پرمدعا کردم  و الان مدت ها است که در یکی از پارک های شهرداری ، چند سطل زباله فلزی به رنگ قرمز پررنگ نصب شده . همرنگ من !

 

 

 

 

+ فرشاد موتمنی ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۸
    پيام هاي ديگران ()   

توضیحات بیشتر

دوستان سلام

لطفا متن زیر را با دقت مطالعه فرمایید . کامنت هایی که در مورد تحلیل رویا دریافت کردم من را وادار کرد متن زیر را تدوین نمایم. مسئله کمی دشوار است ، اما به عنوان یک فرضیه نو در جهان بسیار شگفت انگیز می باشد :

دقت کنید :

فیزیک نیوتن نور را دارای یک ماهیت مادی می دانست . اما برخی از افرادی که پس از نیوتن آمدند معتقد بودند که نور دارای ماهیت موجی است. آزمایش صفحه نقره بر این عقیده صحه گذاشت و بدین ترتیب اصل دوگانگی موج-ذره شکل گرفت. این اصل می گوید

الکترون موج نیست. ذره هم نیست. هم موج است و هم ذره.

به عبارت دیگر تا زمانی که به آن می نگریم ذره است و به محض اینکه از آن چشم برمی گیریم ذره میشود.

فیزیک امروز معتقد است که عالم را نمی توان موج یا ذره دانست. عالم از چیزی به نام کوانتا تشکیل شده است. اگر بخواهم از جزئیات فاکتور بگیرم یعنی عالم به این سفت و سختی که ما فکر می کنیم نیست.

یعنی

مرگ معنایی ندارد.

ذره نابود می شود. اما این نابودی به معنی فنا نیست. هر ذره ای که نابود می شود صرفا از یک سطح نظم به سطح عمیق تری از نظم منتقل می شود  که ما از آن غافل هستیم. و چون ما از آن غافلیم نمی شود وجود آن نظم را منکر شد و برچسب فنا به آن داد.    

این بحث سنگین است و در آن پای علم، فلسفه، روان شناسی، و عرفان به میان می آید. اما دید ما را نسبت به زندگی و کائنات تغییر می دهد. و پیش زمینه آشنایی با جهان هولوگرام است.

+ فرشاد موتمنی ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥
    پيام هاي ديگران ()